دل نوشته های من
همه چیز از همه جا
دیگه تموم شد اون روزا... روزایی که از کلاس برمیگشتم با شیطنت تو خونه دنبال خراب کاری و اذیت بودم حالا دیگه عوض شدم همدم روزای تنهاییم شده کنج اتاقم از همه کس و همه چیز بیشتر دوستش دارم وقتی که نیستم پیشش انگار یه چیزیم کمه دنبال اینم که خودمو برسونم به اتاقم بشینم یه گوشه و فکر کنم به تنهاییم به روزای با تو به..... هرکه آید گوید.. گریه کن تسکین است.. گریه آرام دل غمگین است.. چند سالی است که من می گریم... ولی ای کاش کسی میدانست چند دریا بین ما فاصله است.. من و آرام دل غمگینم! تصمیمم رو گرفتم... دیگه تمومه... همه چیز... هم من ... هم تو... هم با هم بودن... هم انتظار بیهوده ام... کافیه!!!!!!!!!! همه چیز.. حتی نفس کشیدن من... خدایا! نخواستم... بیا بگیرش... من خدا نیستم... تو نیستم... می فهمی؟؟؟ تنهایی رو نمیخوام... بیا اینم این نعمتی که بهم دادی.. مال خودت! pouya sm بهم گفت: میدونی اگه جای خدا بودم بهت چه جوابی میدادم؟؟؟؟؟ من میگم: وقتی بهم داد و دوباره ازم گرفتش اصلا نخواستم هم این تنهایی هم اونی که بهم داد...... دقــــــت کردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چــی رو؟؟؟ اینکه چه لذتی داره زنگ بزنی به شماره های جنس های مخالف آی اوشکولشون کنی آی اوشکولشون کنی! خیلی مزه میده حتما امتحانش کنید!!!!!!!!! حالا فکر نکنید من دختر بی ادب و اینایی هستم ها!!!!! من فقط تو این بحث ها شنونده بودم!! بس که بچه + ی هستما!!! اگه حسش بود متن چند تایی رو بعدا براتون میذارم کیف دنیا و آخرت رو ببرید........ مرگ زندگی یعنی... حتی دیگه پیام تبلیغاتی هم برام نمی فرستند! حتی دیگه مزاحم تلفنی هم ندارم! حتی دیگه کسی وجودمو حس نمیکنه! حتی دیگه مامانم هم حالی ازم نمی پرسه! حتی خدا هم منو نمی بینه! حتی پرنده ها هم با دیدنم فرار نمیکنن! حتی دیگه استاد هم سر کلاس ازم درس نمی پرسه! حتی دیگه تو هم سراغمو نمی گیری شریک لحظه های من! سلام یادش به خیر... یادتونه بچه ها؟؟ سرندی پیتی و کونا رو میگم..جزیره نا شناخته مورچه خوار چی؟؟ الک و دولک؟؟ پورنگ و تورنگ؟؟ جودی ابوت؟؟ کوزت؟؟ آنه شرلی؟؟ ژان وارژان؟؟ لوسی مِی؟؟ کتی و مگی وبقیه؟؟ چه هوس کردم...اون موقع ها رو! اون وقتا که انقدر معلم هامونو دوس داشتیم واسمون ابهت داشتن.. اون وقتا که خوب بودیم.. همه ی زندگیمون مداد رنگی هامون بودن.. همه ی دنیامون این بود که ... ساعت 5 از مدرسه برگردیم بشینیم پای برنامه کودک صبح ها به زور از خواب بیدار میشدیم ماه رمضون ها واسه سحری از خواب بیدار میشدیم و فرداش پیش دوستامون پُز میدادیم ساعت می بستیم به دستامون و ژست آدم بزرگا رو میگرفتیم همه آرزومون تو آدم بزرگ شدن خلاصه میشد فارغ از با خبر بودن از دنیاشون چقدر سیاهه...کثیفه دنیای آدم بزرگا... خدایا...! میشه برم گردونی؟؟ به اون روزا! خیلی دوسشون دارم...روزای بچگی رو! قور قوری جون کجایی؟؟؟ نکنه تو هم ممنوع التصویر شدی؟؟؟ هـــــــــی دنیا! امروز هم کلاسی هام و بقیه بچه های مدرسه رفتن اردوی راهیان نور (گور) نگرانشونم! آخه چرا اینا عقل ندارن؟؟ من که عطایش را به لقایش بخشیدم دنیا رو میگم... زندگی رو دوست ندارم مرگ رو می پسندم... اما... دوست نداشتم برم و جنازه ام تو بیابون تیکه تیکه بشه! هـــــــــــی! آخه چرا رفتید؟؟ بچه های شهر کرد؟؟ بچه های خوزستان؟؟ بچه های بی خرد مدرسه خودمون؟؟ اگه بلایی سرتون بیاد من چیکار کنم؟؟ گریه کنم؟؟ همین حالام اشکام رو گونه هام ریخته! امیدوارم سالم و سلامت برید و برگردید! دوستون دارم! گمم کن پشت همین واژه ها ... دنبالم نگرد.... مرا نخواهی یافت قایم باشک دنیاست دیگر هر چه بگردی نمی یابی اش همدم روز های تنهایی ات را! کاغذ هایم خیسند.. همه شان.. از بس گریسته اند پا به پای اشک هایم..! ببخشم؟؟ ببخشید چرا؟؟ چه چیزی را ببخشم؟؟ تو کاری نکردی.. همیشه حکم قتل قصاص نیست قاتل خنده های من! که چی؟؟؟؟ تو که رفتی..واسه چی میای تو خوابمو میگی فراموشم کن.. شرمنده حرف گوش کن نیستم..هنوز یاد نگرفتم..نفس نکشیدن رو..! تو که سنگی نبودی..مگه نگفتی زاده زمستانم..پس تو آدم برفی هستی عزیزم! یک..دو..سه..صد هزار هفته گذشت..اِ؟؟؟مگه نگفتی یه هفته؟؟؟؟ باشه هنوزم صبر میکنم..شاید هفته دویست هزارم برگشتی. بیا..! بیا نزدیک تر...ببین دارم گریه میکنم...بازم دلت میسوزه؟؟؟؟ بازم بهم میگی حق گریستن ندارم ..یا میگی..به درک!؟ کاش میدونستی قهر کردنم همش واسه ناز کردنه..واسه اینکه بگی چی شده عزیزم؟ نه اینکه ...نه اینکه شونه هات رو برام بندازی بالا و خیلی احمقانه بگی هر طور راحتی..! بــزن تعارف نکن!!!!! خجالتم که بلد نیستی بکشی! این بار قراره چه رنگیم کنی جناب نقاش؟؟ هـــــــــــه!چه تنوعی هست تو این دنیا خدا جون.... هیچ چیز با شباهتی نمیشه یافت.....جز اون هزاران نفری که شبیه من هستند که اون یادی از من نمیکنه! وای خدا! چه ساده ...چه راحت بلدن دروغ بگن این آدما......... [فتبارک الله احسن الخالقین] وه که چه موجوداتی آفریدی احسنت به تو !!!! هــــــــــــــی روزگار!! امان از دست تو.......... آخه چرا اینطوری شدی دنیا؟؟؟ چرا انقدر نامردی ؟؟؟؟؟ گفتی دوستت دارم به خدا.................چه ساده باور کردم..بدون اینکه حواسم به سردی هوا و زمستان باشد آدم برفی هنوز که بهار نشده؟؟تو چرا ذوب شدی؟؟؟؟ دوستت دارم....بدون داشتنت.......با حسرت داشتنت.......با خاطره هایمان...با بوی عطرت که هنوز در اتاقم مانده.... فارغ از بودن تو! خدایا!!!!! خدا جونم!!!
هـــــــــــی خدا!......میبینــی؟؟؟؟؟؟؟ فقط همینم مونده بود......اونم دیگه نموند.....................................! چی شده؟؟؟؟باهام قهری؟؟؟من که کاری نکردم... فقط شیطون گولم زد...منو عاشق خودش کرد.... بیا ببین؟؟؟؟؟؟؟ بیا خوب نگاه کن!!!!! این لحظه رو به یادت بسپار!!!!!!!!!!! اشکامو ببین؟؟؟؟؟؟ ببین کثافت لجن اصلا مگه تو کی هستی؟؟ چرا دلم برات عزا گرفته؟؟؟؟؟؟ چرا هنوزم برات تنگ میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا هنوزم با دیدنت می لرزه؟؟؟؟؟؟ آخه چرا؟؟؟؟ انقدر چرا دارم که تا حالا برای 67959 تاش سؤال ساختم بیا دیگه لازمشون ندارم بقیه اش مال تو!!!!!!! فقط قبل از رفتنت جواب اون سؤال ها رو بده...............!!!! بگو تا بدونم مگه نه اینکه میگن پرسیدن عیب نیست ندانستن عیب است؟؟؟؟ بیا بگو تا آگاه تیغ رو رو رگهام بکشم!!!! احـــــــســـــاســـــ چــــیــــــســتـــــــ؟ تنها تفاوت بین انسان و حیوان احساس نام دارد لعنت به تو عوضی که خامم کردی تا نفهمم دارم با یه گوساله حرف میزنم بی شعور بی احساس!!!!!!!!!!!!! پی نوشت:عقلم با تو خاموش میشد چه دیر فهمیدم! دستمو ول نکن... گاهی آدم برفی ها هم سردشون میشه ... *&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&* تب دارم فکر کنم قلبم از دوریت سرما خورده... *&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&* هنوزم شبا تا صبح صدبار از خواب بیدار میشم و گوشیمو چک میکنم....هنوزم وقتی کسی مزاحمم میشه احساس خیانت نسبت به تو رو میکنم....هنوزم دلم برات تنگ میشه...هنوزم وقتی تو خیابون راه میرم و اتفاقی یه دختر اسمتو صدا میزنه نفسم بند میاد و با تردید به طرف نگاه میکنم...هنوزم باهات تماس میگیرم اما هنوز اون خانومه جوابمو میده و میگه خاموشی...هنوزم باورم نشده که رفتی.... *&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&* یادمه مادرم بهم می گفت دوستت نداره.... چه شجاعانه به خودم تلقین میکردم عکس حرف های مادرم رو....! *&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&* یادت میاد؟؟؟اون روزامون رو؟؟قدم زدن های دو نفره مون زیر بارون رو؟؟؟آخ اصلا حواسم نبود که آلزایمر فراموشی منو گرفتی.....! سودش این بس که به هیچش بفروشند چو من هرکه با قیمت جان بود خریدار کسی سود بازار محبت همه آه سرد است تا نکوشید پس گرمی بازار کسی غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید کس مبادا چو منِ زار گرفتار کسی آنکه خاطر هوس عشق و وفا دارد از او به هوس هر دو سه روزی است هوادار کسی لطف حق یار کسی باد که در دوره ما نشود یار کسی تا نشود بار کسی گر کسی را نفکندیم به سر سایه چو گل شکر ایزد که نبودیم به پا ، خار کسی شهریارا سر من زیر پس کاخ ستم به که بر سر فتدم سایه دیوار کسی
آخه بنده دیوانه من اگه بهت نداده بودم که تنهای تنها میموندی!!!حالا میگی ازت بگیرمش!؟انسانی دیگه من که نیستی بفهمی
برچسبها: مرگ, زندگی, حتی تو, حتی همه!,
яima |